پایان دودمان عثمانی؛ محمد ششم چگونه در تبعید و بدهکاری درگذشت؟

محمد ششم، مشهور به وحیدالدین، آخرین سلطان امپراتوری عثمانی بود؛ حکومتی که در اوج قدرت بر سرزمینهایی در سه قاره فرمان میراند. او در جولای ۱۹۱۸، پس از مرگ برادرش محمد پنجم، به سلطنت رسید؛ اما زمانی قدرت را به دست گرفت که جنگ جهانی اول ساختار نظامی، مالی و اداری امپراتوری را از هم گسیخته بود. گزارشی که بیبیسی فارسی در ۲۲ اکتوبر ۲۰۲۶ دربارهٔ پایان زندگی او منتشر کرد، نشان میدهد چگونه فاصلهٔ میان شکوه عنوان سلطنت و توانایی واقعی حکومت در آخرین سالهای عثمانی افزایش یافته بود.
به روایت مورخان نقلشده در گزارش، محمد ششم برخلاف فرمانروایان مقتدر سدههای پیش، دستگاهی مستقل و باثبات برای تصمیمگیری نداشت. تا پیش از پایان جنگ، کمیتهٔ اتحاد و ترقی در سیاست عثمانی نفوذ تعیینکننده داشت. شکست امپراتوری در اکتوبر ۱۹۱۸، خروج رهبران آن جریان و سپس ورود نیروهای متفقین به استانبول، شرایط را پیچیدهتر کرد. همزمان کمبود مواد خوراکی، دشواری سوخترسانی و بیثباتی عمومی زندگی مردم را متأثر ساخته بود؛ بحرانی که با تغییر سلطان پایان نمییافت.
در چنین فضایی، سلطان میان حضور قدرتهای خارجی و گسترش مقاومت ملیگرایانه در آناتولی قرار گرفت. مصطفی کمال و همراهانش از طریق سازماندهی نیروهای سیاسی و نظامی در برابر اشغال و تصمیمهای حکومت استانبول ایستادند. در سال ۱۹۲۰، نمایندگان دولت عثمانی پیمان سور را با دولتهای پیروز جنگ امضا کردند؛ توافقی که بخشهای بزرگی از قلمرو پیشین را از اختیار عثمانی بیرون میبرد. پیمان هرگز به مرحلهٔ اجرای پایدار نرسید، اما حمایت دربار از آن به یکی از عوامل تشدید اختلاف میان سلطان و جنبش ملی تبدیل شد.
دربارهٔ رفتار محمد ششم دو برداشت تاریخی مطرح است. گروهی از منتقدان او را به همکاری با بریتانیا و ناتوانی در دفاع از استقلال کشور متهم کردهاند. در مقابل، شماری از پژوهشگران معتقدند سلطان گمان میکرد مصالحه با قدرتهای پیروز شاید از نابودی کامل ساختار باقیمانده جلوگیری کند. این دو ارزیابی را نباید با یکدیگر خلط کرد: واقعیت امضای پیمان و کشمکش سیاسی مستند است، اما داوری دربارهٔ نیت شخصی سلطان همچنان موضوع بحث تاریخنگاران است.
مجلس ملی ترکیه در اول نوامبر ۱۹۲۲ نهاد سلطنت را ملغی کرد. محمد ششم در ۱۷ نوامبر همان سال با کمک بریتانیاییها از استانبول بیرون رفت و پس از اقامت موقت در مالت، دوران تبعید را در ایتالیا سپری کرد. تشکیل جمهوری ترکیه در ۲۹ اکتوبر ۱۹۲۳ و برقراری ساختار سیاسی تازه، امکان بازگشت او به جایگاه پیشین را از میان برد. منابع تاریخی همچنین به از دسترفتن بخش مهمی از داراییها و پشتوانههای مالی خاندان سلطنتی اشاره میکنند.
سالهای اقامت در ایتالیا برای سلطان پیشین دورهای از دشواری مالی و انزوای سیاسی بود. نویسندگان و پژوهشگرانی که با بیبیسی گفتوگو کردهاند، از فروش نشانهای افتخار و کمبود پول برای هزینههای زندگی و درمان بهعنوان نشانههای این وضعیت یاد میکنند. شرح آنها تصویری متفاوت از زندگی دربار عثمانی ارائه میدهد؛ هرچند جزئیاتی مانند وضعیت دقیق بدهیها و تصمیم طلبکاران، باید به راویان مشخص آن نسبت داده شود و نه بهعنوان یافتهٔ مستقل خبرنگار ربیع بازگو شود.
محمد ششم در ۱۶ می ۱۹۲۶ در سنرمو ایتالیا درگذشت. مطابق روایت نقلشده از پژوهشگران تاریخ عثمانی در گزارش بیبیسی، بدهیهای باقیمانده سبب شد مراسم انتقال و خاکسپاری پیکر او به تأخیر بیفتد. در همین روایت آمده است که صبیحه سلطان، دختر او، برای تأمین هزینهها و انتقال پیکر پدر تلاش کرد و سرانجام جسد در دمشق به خاک سپرده شد. این جزئیات دربارهٔ بدهی و تأخیر خاکسپاری به گزارشها و گفتههای پژوهشگران متکی است، نه به مشاهدهٔ مستقیم یا تحقیقات مستقل ربیع.
سرگذشت آخرین سلطان عثمانی تنها حکایت تنگدستی یک فرمانروا نیست؛ نمونهای از فروپاشی نهاد سیاسی در شرایط جنگ، اشغال، رقابت بر سر مشروعیت و شکلگیری نظام جانشین است. برای فهم این دوره باید میان زمان رسیدن محمد ششم به سلطنت، پیمانهای پس از جنگ، تصمیم مجلس ملی، خروج سلطان و تأسیس جمهوری تمایز زمانی روشن گذاشت. این گزارش براساس مطلب ۲۲ اکتوبر بیبیسی فارسی و منابع تاریخنگاری تکمیلی تنظیم شده و به معنای تأیید همهٔ تفسیرهای مطرحشده دربارهٔ نقش شخصی سلطان نیست.
