رسانهٔ مستقل | افغانستان و جهانRABEE NEWS AGENCY
نشان برگ سبز و خوشنویسی ربیع
خبرگزاری ربیعRABEE NEWS AGENCY
آگاهی، دقت و مسئولیت در روایت رویدادها

سرمه از مصر باستان تا میراث جهانی؛ روایت یک سنت فراتر از آرایش

سرمه در جوامع گوناگون، علاوه بر کاربرد آرایشی، با آیین‌ها، خاطرهٔ خانوادگی و هویت فرهنگی پیوند داشته است. ثبت «کحل عربی» در فهرست میراث ناملموس یونسکو در ۲۰۲۵ و گزارشی تازه دربارهٔ تاریخ این سنت، توجه را به شیوه‌های انتقال آن میان نسل‌ها جلب کرده است.
تصویر همراه گزارش: سرمه از مصر باستان تا میراث جهانی؛ روایت یک سنت فراتر از آرایش
تصویر: بی‌بی‌سی فارسی؛ حقوق تصویر متعلق به صاحب اثر است.

سرمه یا کحل، ماده‌ای تیره‌رنگ برای آرایش پیرامون چشم، در تاریخ بخش‌هایی از خاورمیانه، شمال افریقا و جنوب آسیا جایگاهی فراتر از یک وسیلهٔ آرایش داشته است. گزارشی که بی‌بی‌سی فارسی در ۲۱ اکتوبر ۲۰۲۶ منتشر کرد، سرگذشت این ماده را از تمدن‌های باستان تا زندگی زنان مهاجر و آیین‌های معاصر دنبال می‌کند. نکتهٔ اصلی گزارش آن است که یک رسم ظاهراً روزمره می‌تواند حافظ خاطره، نشان تعلق اجتماعی و بخشی از دانش عملی خانواده‌ها باشد.

شناخت رسمی این سنت نیز سابقه‌ای تازه دارد: سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی ملل متحد در سال ۲۰۲۵ «کحل عربی» را در فهرست نمایندهٔ میراث فرهنگی ناملموس بشریت ثبت کرد. این پرونده با همکاری ۹ کشور و سرزمین عربی، شامل عراق، سوریه، اردن، لیبیا، عمان، فلسطین، عربستان سعودی، تونس و امارات متحدهٔ عربی ارائه شد. موضوع ثبت، تنها محصول آرایشی یا یک مارک تجارتی نبود؛ دانش تهیه، نگهداری، استفاده و انتقال اجتماعی آن به نسل‌های بعدی بخش اصلی پرونده را تشکیل می‌داد.

بر اساس توضیحات پروندهٔ یونسکو، شیوهٔ ساخت کحل به محیط و سنت‌های محلی وابسته است و در بسیاری از خانواده‌ها زنان، مهارت‌های مربوط به آن را به دختران و نواسه‌های خود منتقل می‌کنند. ظرف نگهداری آن در برخی جوامع «مکحله» نامیده می‌شود و گاه همراه با ابزار کشیدن سرمه، به‌عنوان یادگار خانوادگی نگهداری می‌گردد. به این ترتیب، یک شیء کوچک می‌تواند هم ابزار استفادهٔ روزمره باشد و هم حامل خاطرهٔ اشخاص و نسل‌ها.

پیشینهٔ استفاده از رنگ تیره در اطراف چشم به مصر باستان و دیگر تمدن‌های منطقه بازمی‌گردد. روایت‌های تاریخی نشان می‌دهند که استفاده از آن محدود به زنان نبوده و در محیط‌های مختلف، مردان نیز از چنین آرایشی بهره می‌برده‌اند. سردیس شناخته‌شدهٔ نفرتیتی، ملکهٔ مصر باستان، از نمونه‌هایی است که اهمیت آرایش چشم در بازنمایی زیبایی و جایگاه اجتماعی را در مطالعات تاریخی برجسته می‌سازد. با این حال، ترکیب مواد سرمه و معنای فرهنگی آن در همهٔ زمان‌ها و سرزمین‌ها یکسان نبوده است.

در گزارش بی‌بی‌سی، زهره حنکیر، نویسنده و روزنامه‌نگار لبنانی‌تبار، از رابطهٔ شخصی خود با سرمه و خاطرات مادرش سخن گفته است. او کاربرد این رسم را برای افرادی که دور از زادگاه زندگی می‌کنند، راهی برای یادآوری خانه و پیوند با خانواده توصیف می‌کند. چنین تجربه‌ای نشان می‌دهد که میراث فرهنگی فقط در بناهای تاریخی یا اشیای موزیم‌ها باقی نمی‌ماند؛ گاهی در عادتی ساده و تکرارشونده حضور دارد و از طریق زندگی روزانه منتقل می‌شود.

گسترهٔ کاربرد خط چشم در فرهنگ‌های دیگر نیز در پژوهش‌های مطرح‌شده در همان گزارش بررسی شده است. از سنت آرایش مردان در میان برخی جوامع کوچ‌نشین افریقایی و بادیه‌نشینان خاورمیانه تا شیوه‌های متفاوت آرایش چشم در جاپان و امریکای لاتین، هر جامعه ممکن است معنا و کارکرد خاص خود را به آن نسبت دهد. با این همه، ثبت یونسکو به‌طور مشخص مربوط به سنت «کحل عربی» و جوامع معرفی‌شده در پرونده است، نه به تمامی انواع خط چشم در جهان.

مهم‌ترین پیام فرهنگی این پرونده، اهمیت حفظ مهارت‌هایی است که غالباً بدون آموزش رسمی و از راه مشاهده، گفت‌وگو و تجربه منتقل می‌شوند. وقتی روش ساخت یا استفادهٔ سنتی تنها در حافظهٔ افراد باقی بماند، تغییر شیوهٔ زندگی، مهاجرت یا از میان رفتن پیوند میان نسل‌ها می‌تواند بقای آن را دشوار کند. مستندسازی، معرفی استادکاران و ثبت روایت‌های محلی، راه‌هایی است که نهادهای میراث فرهنگی برای حفاظت از چنین دانش‌هایی مورد توجه قرار می‌دهند.

ثبت میراث ناملموس به معنی تأیید طبی همهٔ فرآورده‌های سنتی نیست؛ مواد سازندهٔ سرمه در دوره‌ها و مناطق مختلف تفاوت داشته و برخی ترکیبات تاریخی حاوی فلزات سنگین بوده‌اند. ارزش فرهنگی یک رسم باید از ارزیابی ایمنی محصولات جدا نگه داشته شود. بررسی سرگذشت سرمه، در نهایت، دریچه‌ای به شناخت رابطهٔ میان هویت، خانواده، مهاجرت، هنر و انتقال دانش در جوامع مختلف می‌گشاید؛ موضوعی که می‌توان آن را با اسناد یونسکو و گزارش‌های تاریخی دنبال کرد.